خواجه نصير الدين الطوسي

91

روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )

حاصلى تواند بود ، و اگر يكى از اين جمله زيادت شود يا نقصان پذيرد حلول مرض و سقم بر حسب آن زيادت و نقصان در جسد پديدار آيد ، و طبيب اجساد بسوى آن بايد تا بعد از وقوف دلائل و اطّلاع بر حقائق متوكّلا على اللّه مبتغيا لمرضاته بحذاقت و مهارت خويش بمداواة آن مشغول گردد ، و زيادت را بنقصان و نقصان را بزيادت متبدّل گرداند و امور جسد را به حال استقامت باز آورد ، و طبيب ارواح كه تهذيب اخلاق به او خاصّ باشد بسوى آن بايد تا حال اخلاق كه اين چهارگانه قوّت از آن با چهار طبائع نهاده‌اند گرم را با يبوست و نرمى را با رطوبت و ترى با حرارت و خشكى با برودت باز بيند و معلوم كند تا كدام يك غلبه زياده دارد ، چون معلوم شده باشد آن را بضدّش تعديل كند مثلا حدّت به حكم و خفّت بوقار و شهوت بعفاف و غضب برضا و هزل بجدّ و بخل بعطا و امساك بسخا و على هذا القياس ، چون همه خلقهاى نامحمود از شهوت و غضب ميخيزد بعضى زاهدان اسلام را چنان‌ها ايستاده است كه اين دو قوّت را بكلّى باطل بايد گردانيد ، و به اين سبب در تعطيل حواسّ ميگويند و در صومعهء تاريك ميشوند و غذا از خود باز ميگيرند مگر اندكى ميخورند تا به جائى كه از ايشان بتعجّب باز ميگويند كه فلان زاهد در كمال زهد بغايتى رسيده كه در اين چند روز و شب غذاى خود را با چندين مقدار آورده و آن نيز غذاى ناموافق چون جو و كاورس و بلوط ، و متواتر اللّه اللّه ميگويد و شوقى عظيم مىنمايد و در ميانه از پاى [ 72 ] در مىافتد و از خودها مىشوند يعنى ما را اين ساعت از متكلّفات غيبى درى گشوده شد و با حضرت صمديت ملاقات افتاد كه خلقى بسيار بر متابعت چنين كسى اجتماع كنند و خبرهاى بسيار از معجزات و كرامات به او منسوب كنند